عروض فارسی |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
آموزش عروض فارسی (یادداشت سوم: سومین وزن پرکاربرد):
سومین وزن پرکاربرد در شعر فارسی، طبق آماری که گرفته شده، این است:
فاعِلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
این وزن از ۱۵ هجا (بخش، سیلاب: syllable) تشکیل شدهاست. تعداد هجاهای کوتاهِ آن تنها ۴ و تعداد هجاهای بلندِ آن ۱۱ است. آرایشِ هجاییِ وزن، بهترتیب ازاینقرار است (ک = کوتاه، بُل = بلند):
بُل کِ بُل بُل بُل کِ بُل بُل بُل کِ بُل بُل بُل کِ بُل
میتوان بهجای «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن» گفت:
تنتننتن تنتننتن تنتننتن تنتنن
به این بیتِ حافظ توجّه کنید:
«یوسفِ گمگشته بازآید به کنعان، غم مخور!
کلبهی اَحزان شود روزی گلستان، غم مخور!»
مصراعِ نخست را چنین تقطیع میکنیم:
یوسفِ گم گشته بازآ ید به کنعان غم مخور
و مصراعِ دوم را چنین:
کلبهی اح زان شود رو زی گلستان غم مخور
کلماتی که بهصورت سیاهتر (بولد) تایپ شدهاند، براساس ضرورتهای شعریِ خاص، حرف یا حروفی از آنها، هنگام خواندن، مشمول قواعد خاصّی هستند. کسرهی «ف» در «یوسفِ» و نیز کسرهی «ی» در «کلبهیِ» اندکی کشیدهتر از کسرهی معمولی (بهاصطلاح، بهصورت اشباعشده) تلفّظ میشود. «ن» در «کنعان» و «احزان» و «گلستان» در تقطیع بهحساب نمیآید و حذف میشود (یعنی این کلمات در تقطیع، معادلِ «کنعا»، «احزا»، و «گلستا» هستند).
گفتنی است که تقریباْ ۲/۱۲ درصد از اشعار کلاسیکِ فارسی بر وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن» سروده شدهاست.
سعدی و حافظ، از این وزن استقبالِ چشمگیری نکردهاند. سعدی، تنها ۴۶ غزل از ۶۹۶ غزلِ خود را (طبق چاپ فروغی - خرّمشاهی) بر این وزن سرودهاست (یعنی حدود ۶/۶ درصد)،
حافظ (طبق چاپ قزوینی - غنی) هم فقط ۳۲ غزل از ۴۹۵ غزلش را به این وزن اختصاص دادهاست (حدود ۵/۶ درصد)،
امّا صائب (چاپ قهرمان)، ازمیانِ ۷۰۱۵ غزلِ خود، ۲۱۶۸ غزل (حدود ۹/۳۰ درصد) را بر وزن یادشده سرودهاست. درواقع، این وزن، ازلحاظ بسامد، وزنِ اوّلِ دیوان صائب است. جالب آنکه، طبق آماری که گرفتهام و نتایج آن را در آینده منتشر خواهم کرد، اغلب شاعران سبک هندی، مانند طالب آملی (درگذشته در سالِ ۱۰۳۶ ه.ق)، کلیم (درگذشتهی ۱۰۶۱)، بیدل (درگذشتهی ۱۱۳۳)، و عاشق اصفهانی (درگذشتهی ۱۱۸۱)، ازمیان همهی وزنهای شعری، بیشترین اقبالشان به همین وزن بودهاست، و دستکم ۲۰ تا ۳۰ درصد از اشعارِ خود را بر همین وزنِ روان، ساده، و مردمی سرودهاند.
خُب، اینهم مختصری دربارهی وزنِ سوم. تا وزنِ چهارم، عزیزانم را به خدای مهربان میسپارم!
| لینک | سه شنبه، 26 تير، 1386 - حميد حسنی |
آموزش عروض فارسی (یادداشت دوم: دومین وزن پرکاربرد):
یکی از دوستان عزیز، لطف کرد و به من پیغام داد که: «بهتر نبود آموزش عروض را از الفبا، یعنی تاریخچهی آن، شناختِ هجاها، روش تقطیع، و اختیارات و ضرورتهای شاعری شروع میکردی؟» حقیقت این است که بنده از آغازِ تشکیل این وبلاگ، فرض را بر این گذاشتم که مخاطبان و مُراجعان به این وبلاگ، اغلبْ دوستان فرهیخته و عروضآموختهاند، و نقش این وبلاگ، تنها یادآوری و ارائهی آمار و ارقام است. حال، از دوستان گرامیام خواهشمندم چنانچه با گفتهی آن دوستِ عزیز موافقند، بههرشکلی که تمایل دارند، به بنده اطّلاع دهند تا امتثال امر کنم...
خُب، در یادداشت هفتهی قبل گفتیم که در شعر کلاسیک (سنّتیِ) فارسی، نزدیک به چهارصد وزن عروضی وجود دارد، و برای درک وزنِ بیش از ۹۵ درصد از اشعار سرودهشده در طول تاریخ شعر فارسی، دانستنِ تنها سی وزن کافی است...
و امّا دومین وزن پرکاربرد در شعر فارسی، طبق آماری که گرفته شده، این است:
مَفعولُ فاعِلاتُ مَفاعیلُ فاعِلُن یا: مُستَفعِلُن مَفاعِلُ مُستَفعِلُن فَعَلْ
این وزن از ۱۴ هجا (بخش، سیلاب: syllable) تشکیل شدهاست. تعداد هجاهای کوتاهِ آن ۶ و تعداد هجاهای بلندِ آن ۸ است. آرایشِ هجاییِ وزن، بهترتیب ازاینقرار است (ک = کوتاه، بُل = بلند):
بُل بُل کِ بُل کِ بُل کِ کِ بُل بُل کِ بُل کِ بُل
همانگونهکه پیشتر گفتیم، استفاده از «مفعولُ»، «فاعِلاتُ»، «مَفاعیلُ»، «فاعِلُن»، و مانند آنها، صرفاْ نوعی قراردادِ دیرینه است، و اینها کلماتی هستند که وزنِ شعر را القا میکنند، و هیچ معنایی دربرندارند (تکرار میکنم که در اصطلاحِ عروض، به این کلماتِ کلیدی «رکن» یا «پایه» گفته میشود). پس، میتوان بهجای «مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن» گفت:
بُلبُلکِبُل کِبُلکِکِ بُلبُلکِبُل کِبُل، یا:
تنتنتنن تننتتَ تنتنتنن تتَ
به این بیتِ حافظ توجّه کنید:
«صبح است ساقیا! قدحی پُر شراب کن!
دُورِ فلک درنگ ندارد، شتاب کن!»
مصراعِ نخست را چنین تقطیع میکنیم:
صبح است ساقیا قَ دحی پُر شَ راب کن
و مصراعِ دوم را چنین:
دُور فِ لک درنگ ندارد شِ تاب کن
کلماتی که بهصورت سیاهتر (بولد) تایپ شدهاند، براساسِ ضرورتهای شعریِ خاص، حرف یا حروفی از آنها، هنگامِ خواندن، مشمول قواعد خاصّی هستند. «است»، «راب»، «رنگ» (در کلمهی درنگ)، و «تاب»، هجای کشیدهاند، و بهضرورت وزن، هنگام تقطیع، بهترتیب به دو هجای بلند و کوتاه تقسیم میشوند. کسرهی «ر» در «دُورِ»، اندکی کشیدهتر (بهاصطلاح، بهصورتِ اشباعشده) تلفّظ میشود.
گفتنی است که تقریباْ ۲/۱۳ درصد از اشعار کلاسیکِ فارسی بر وزن «مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن» سروده شدهاند.
سعدی، ۷۴ غزل از ۶۹۶ غزلِ خود را (طبق چاپ فروغی - خرّمشاهی) بر این وزن سرودهاست (یعنی حدود ۶/۱۰ درصد)،
حافظ (طبق چاپ قزوینی - غنی) هم ۷۴ غزل از ۴۹۵ غزلش را به این وزن اختصاص دادهاست (حدود ۱۵ درصد)،
و صائب (چاپ قهرمان) ازمیانِ ۷۰۱۵ غزلِ خود، ۱۰۹۷ غزل (حدود ۶/۱۵ درصد) را بر وزن یادشده سرودهاست.
راستی، شعر «هوس»، سرودهی دوست عزیزِ شاعرم، حسن قریبی، که غزلی نُهبیتی است، بهمطلعِ:
وقتی هوس به عشق توکّل نمیکند
چیزی کنارِ پنجرهام گُل نمیکند
بر همین وزن است.
شعر زیبای «کوچه»، باز از آقای قریبی، که غزلی هفتبیتی است بهمطلعِ:
سکوت و شب، همهجا مانده بیصدا امشب
و من نشسته در آغازِ ماجرا امشب
بر وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن» است، یعنی همان وزنی که در یادداشت هفتهی قبل خدمت دوستان گرامی معرّفی شد. بقیهی ابیات دو غزل را در وبلاگ ایشان بخوانید:
http://themask.persianblog.com/
تا وزنِ سوم، خدا نگهدارِ شما عزیزان باد!
| لینک | چهارشنبه، 20 تير، 1386 - حميد حسنی |
آموزش عروض فارسی:
در شعر کلاسیک (سنّتیِ) فارسی، نزدیک به چهارصد وزن عروضی وجود دارد. برای درک وزنِ بیش از ۹۵ درصد از اشعار سرودهشده در طول تاریخ شعر فارسی، دانستنِ تنها سی وزن کافی است. سعدی، در سراسر کلّیات خود، تنها از ۲۶ وزن استفاده کردهاست. حافظ هم، اشعار خود را ــ در تمام قالبهایی که برگزیدهاست ــ جمعاْ در ۲۵ وزن سرودهاست.
پرکاربردترین وزن شعر فارسی، طبق آماری که گرفته شده، این است:
مَفاعِلُن فَعِلاتُن مَفاعِلُن فَعِلُن
این وزن از ۱۵ هجا (بخش، سیلاب: syllable) تشکیل شدهاست. تعداد هجاهای کوتاهِ آن ۸ و تعداد هجاهای بلندِ آن ۷ است. آرایشِ هجاییِ وزن، بهترتیب ازاینقرار است (ک = کوتاه، بُل = بلند):
کِ بُل کِ بُل کِ کِ بُل بُل کِ بُل کِ بُل کِ کِ بُل
استفاده از «مفاعلن»، «فعلاتن»، «فعلن»، و مانند آنها، صرفاْ نوعی قراردادِ دیرینه است، و اینها کلماتی هستند که وزنِ شعر را القا میکنند، و هیچ معنایی دربرندارند (در اصطلاحِ عروض، به این کلماتِ کلیدی «رکن» یا «پایه» گفته میشود). پس، میتوان بهجای «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن» گفت:
کِبُلکِبُل کِکِبُلبُل کِبُلکِبُل کِکِبُل
به این بیتِ حافظ توجّه کنید:
«صلاح کار کجا و من خراب کجا؟!
ببین تفاوتِ ره کز کجاست تا به کجا!»
مصراعِ نخست را چنین تقطیع میکنیم (تقطیع، در عروض، یعنی بُرش دادن براساسِ هجاها):
صلاح کا ر کجا و منِ خرا ب کجا
و مصراعِ دوم را چنین:
ببین تفا وت ره کز کجاست تا به کجا
کلماتی که بهصورت سیاهتر (بولد) تایپ شدهاند، براساسِ ضرورتهای شعریِ خاص، حرف یا حروفی از آنها، هنگامِ خواندن، مشمول قواعد خاصّی هستند. «و» پس از «کجا»، اندکی کشیدهتر تلفّظ میشود. کسرهی «ن» در «من» نیز، اندکی کشیدهتر از کسرههای معمولی خوانده میشود. «ن» در «ببین»، در تقطیع بهحساب نمیآید (یعنی گویی بهجای «ببین» داریم: «ببی»). «ت» در «کجاست» نیز، در تقطیع بهحساب نمیآید (ازنظر وزنی، انگار میخوانیم: «کجاس»). درضمن، هجاهای کشیده، هنگامِ تقطیع، بجز در پایانِ مصراعها، خودبهخود بهترتیب به دو هجای بلند و کوتاه تجزیه میشوند؛ مثلاْ در بیت حافظ، «کار»، «راب» در «خراب»، «جاست» (در تقطیع، معادلِ: جاس) در «کجاست» هجایِ کشیده هستند و به دو هجایِ بلند و کوتاه تجزیه میشوند.
فارسیزبانان به قدری گوششان با وزنِ یادشده آشناست که بدون آموزش عروض، قادر به تشخیص آن هستند، و تنها ممکن است اصطلاحات و کلمات ویژهی نامگذاری را ندانند یا بهخاطر نداشتهباشند.
گفتنی است که تقریباْ ۱۵ درصد از اشعار کلاسیکِ فارسی بر وزن «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن» سروده شدهاند.
سعدی، ۱۱۳ غزل از ۶۹۶ غزلِ خود را (طبق چاپ فروغی - خرّمشاهی) بر این وزن سرودهاست (یعنی حدود ۲/۱۶ درصد)،
حافظ (طبق چاپ قزوینی - غنی) هم ۱۱۸ غزل از ۴۹۵ غزلش را به این وزن اختصاص دادهاست (حدود ۸/۲۳ درصد)،
و صائب (چاپ قهرمان) ازمیانِ ۷۰۱۵ غزلِ خود، ۱۰۱۸ غزل (حدود ۹/۱۴ درصد) را بر وزن یادشده سرودهاست.
تا وزنِ دوم، خدا نگهدارِ شما عزیزان باد!
| لینک | سه شنبه، 12 تير، 1386 - حميد حسنی |
در این وبلاگ: وزنهای پرکاربرد شعر فارسی: هر هفته یک وزن
تدریس وزن و قافیهی شعر فارسی توسّط حمید حسنی، دارندهی همین وبلاگ، مؤلّف شش کتاب و بیشاز چهل مقاله دربارهی زبان و ادبیّات فارسی و عربی، بهصورت خصوصی و نیمهخصوصی
شمارههای تماس: ۰۹۱۲۳۲۴۷۹۲۶ ، ۷۷۴۴۳۸۴۳ منزل
با احترام و عرض ادب
| لینک | يكشنبه، 27 خرداد، 1386 - حميد حسنی |





